سلام . آخرین کارمه . امیدوارم دوسش داشته باشین . نظراتتون رو ازم دریغ نکنین :
مـن کــه دمـــی بــدون خـیــالت نزیستم
ایــن روزهـــا چـقـــدر بـه یــاد تـو نیستم
دیــگـــر غروبهـــا به نظر شاعــرانه نیست
خورشید هم نمانده به یادش که کیستم
امــروز بی تفـــاوت از ایـنـجــا گذشتـی و
مــن در کـنــار سـنـگ مــزارم گــریـستــم
ای تکیه گاه خستگیم ، بی تو بعد از این
باید چــگـونــه روی دو پـــایم بــایـسـتــم
...
وقتش شده که بگـذرم از هـر چه داشتم
وقـتش شده قبـول کنم بــا تو ... نیستم
یا علی ...
در سرزمین سینه ی من