تقدیم به شهیدان زنده
آمدم اما تو هم حتی مرا نشناختی
یا تو گم کردی خودت را یا مرا نشناختی
نارفیق آری منم هم سنگر دیروز تو
من همان هستم هنوز اما مرا نشناختی
مایه ی فخرت شده عکسم درون دفترت
دومی از سمت چپ ، آنجا ، مرا نشناختی ؟
گرد پیری بر سر و رویم نِشَست اما نَشُست
از دلم یاد تو را ... آقا مرا نشناختی ؟
میز راحت برده از یاد تو یاران تو را
غیرتت پس کو ؟ رفیقت را ... مرا نشناختی
راست می گوئی برادر این که تقصیر تو نیست
چون عوض شد چرخش دنیا مرا نشناختی
سخت می آید نفسهایم هوا سنگین شده
می روم آهسته ... تنها ... تا مرا نشناختی
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 23:20 توسط علیرضا خجو
|
در سرزمین سینه ی من