آهم که در آئینه ی دلها اثر دارم

بغضم که ماوا در گلوئی دربه در دارم

دردم که با دلهای غمگین آشنا هستم

اشکم که از چشمان معصومت حذر دارم

دلگیر و دلتنگم ، تو من را خوب می فهمی

دلگیری و دلتنگ ، از حالت خبر دارم

تو کیسه ای از نان و خرما روی دوشت ، من

چشمی به در ، چشمی به در ، چشمی به در دارم ...

حسرت به دل بودم ولی هرشب دلم خوش بود

من هم شبیه بچگی هایم پدر دارم ...