دوستای خوب و گلم سلام . می دونم در اون حدی نیستم که کسی منتظر این باشه که برم و به وبلاگش سر بزنم یا وبلاگمو به روز کنم تا کارامو بخونه ولی وظیفه دارم از اونایی که به من لطف دارن و این کم فعال بودن منو به پای مشغله های زندگی میذارن تشکر کنم و ممنونشون باشم . فرصتی باشه به تک تکتون سر می زنم و از خجالتتون در میام . این چند تا کار کوچیک تقدیم همتون :
۱ :
از من مگیر آینه این قلب ریش را
بگذار تا مرور کنم در تو خویش را
پس می زنی همیشه مرا از همیشه ات
اما گرفته ای همه جا دست پیش را
عمریست سینه ام سپر تیر عشق توست
حالا هدف بگیر و بزن آخریش را ...
۲ :
افتادم از چشمت ولی باور ندارم
پر می کشم سوی تو اما پر ندارم
احساس خوبی داشتم وقتی که بودی
احساس خوبی داشتم ... دیگر ندارم
۳ :
خسته ام ، مثل مرغ عشقی که
آسمان بسته هر دو بالش را
خسته از دست کودکی گستاخ
که به دستم گرفته فالش را
دوست دارم به ماه زل بزنم
و بنوشم کمی زلالش را
تا که یک شب خدا بیندازد
داخل حوض من هلالش را
ماه بی معرفت نخند به من ...
شده یکبار احتمالش را -
- بدهی که کسی به یاد لبت
بزند رنگ نو خیالش را ؟!
یا علی ...
در سرزمین سینه ی من